تبليغاتX
خیال

گذري بر آيين باستاني " چهارشنبه سوري " در  شاهرود خلخال

راشد جعفرپور  مدرس دانشگاه

درج شده در نشریه ارمغان آذربایجان

آتش در نزد ایرانیان نماد روشنی ، پاکی ، زندگی ، سازندگی و تندرستی است. يکي از جشنهای آتش که در ایران باستان به عنوان پیش درآمد یا پیش باز نوروز وجود داشته « جشن سوری» يا « چهارشنبه سوري » است که در اكثر شهرهاي ايران از ديرباز در اين روز با آداب و رسوم خاصي برگزار مي گردد . درباره چهارشنبه سوري، کتب و منابع تاريخي قابل اتكايي در دست نيست . تنها در نيم يا يك قرن اخير پژوهشهايي در اين باره انجام گرفته است كه هنوز بطور مشخص تاريخچه اوليه پيدايش اين جشن بخوبي كشف نشده است . در مورد خاستگاه چهارشنبه سوري نظرات فراوانی وجود دارد گروهی آن را به روزگار جمشید جم پادشاه کیانی و گروهی به دوره های بعد از اسلام منسوب می دانند. به نوشته‌ي ابراهيم پورداوود، جشن چهارشنبه سوري از جشن زرتشتي Hamaspathmaedaya برگرفته شده است، كه پس از اصلاح گاهشماري در زمان اردشير يكم (40-224 م.)، شش روز پيش از نوروز برگزار مي‌شد. این جشن از دیر باز تاکنون مراسم و آیین هایی داشته که برخی از آنها تاكنون پابرجاست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/31ساعت 22:15  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  | 
 

سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌کند: ابزار و  دشمن. يعني فقط يک طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است.  فريدريش نيچه

تب انتخابات هم فرونشست ، برخی درست و برخی نادرست برای تکیه زدن به کرسی سبز مجلس لحظه شماری می کنند . چه شور و حالی دارد کسی که تا چندی پیش کسی تره هم برایش خرد نمی کرد ، حالا با خودروی مجلس و با کلی عزت و احترام اینور و آنور مشغول فخرفروشی می گردد .

دنیای دموکراسی چه دنیای جالبیه ! با اینکه خیلی از فلاسفه و جامعه شناسان ایرادات زیادی بر نظام مدیریتی دموکراسی می گیرند اما باز بهترین حکومت را دموکراسی می دانند . راستی پیروز شدن در انتخابات واقعا" یک موفقیته ؟ قطعا" موفقیته ! کسب این همه قدرت ، جاه و جلال و عظمت ، مگر می شود بی ارزش باشد. واقعا" مسخره است اگر کسی جور دیگری فکر کند .

اما نمیدونم چرا من ، من واقعی و درونی من- نه من حی و حاضر و آن منی که اکنون در جامعه ظاهر می شود - هرگز نمی تواند خوشحال شود و از چنین موفقیتی ابراز خرسندی کند . شاید بگویید گربه دستش به ماهی نمی رسد و می گوید بو میده ، ولی الحق والانصاف میگم که من نماینده شدن و پیروزی بر رقبای انتخاباتی را زیاد موفقیت نمی دونم . چون فکر می کنم که بارمسئولیت نماینده خیلی زیاده ! خیلی زیادتر از آنکه در خطابه ها و موعظه ها از خطبا و فقها می شنویم . شوخی نیست مسئولیت تمامی مردم یک منطقه بر دوش آدم گذاشته می شود . قطعا" حمل این بار به این بزرگی کاری توانفرساست . از آنها مهمتر مگر می شود دربرابر مسائل مختلف بی تفاوت شد ؟! بقول نیچه : سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌کند: ابزار و  دشمن. يعني فقط يک طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است.

و البته با نگاه خوشبینانه اگر دشمن نباشند قطعا" ابزارند نه دوست ! زیرا نمایندگان در تمامی برخوردهایشان فقط نگاه سیاستمدارانه باید داشته باشند و بسیار انگشت شمارند که انسانمدارانه رفتار نمایند .

نماینده قطعا" در بسیاری از عزل و نصب هاباید دخالت کند و لااقل نظر دهد، وای بر نمایندگان که چگونه حق و حقوق معزولین و خانواده آنها و مردم متاثر از اندیشه های مثبت آنها را نادیده بگیرند ! قطعا" بی مهری ها ، کم لطفی ها ، سستی ها و جهالتها و غفلتهای یک نماینده قابل بخشودنی نیست . چه برسد که نماینده ای دنبال سوء استفاده باشد . من با ارد بزرگ هم عقیده ام که می گفت :  آدم هاي بزرگ به خوشي هاي کوتاه هنگام تن نمي دهند . قطعا" تمامی لذتهای ناشی از نماینده شدن خوشی های کوتاه مدتی هستند که انسانهای عاقل و بزرگ با آن مسرور نمی شوند.

حق مردم یک شهر را ادا کردن کاری بس مشکل و کمرشکن است ، انسان بار مسئولیت خود را نمی تواند به آسانی بر دوش بکشد چگونه بار مسئولیت مردم یک منطقه ۱۰۰ هزار نفری را بردوش می کشد .

به هرحال واقعا" دل و جگر می خواهد و عاقل آنست که اصلا" کاندیدا نشود .

یقینا" افراد مسئولیت پذیر و سالم و مومن تا حدامکان از پذیرش چنین مسئولیتی خطیر شانه خالی می کنند و یا بطریقی از داخل شدن در این بازیها کناره می گیرند . البته اشتباه نشود که ، پس چه کسی باید نماینده مردم شود ؟ من روی صحبتم با افرادی است که خود را در برابر اعمال و رفتار خود در برابر خداوند مسئول می شناسند می باشد نه همگان. خداوند بارها در قرآن کریم بیان فرموده است که ومن یعمل مثقال ذره خیرا" یره فمن یعمل مثقال ذره خیرا" یره ، خوب با این حساب آدم تا چه اندازه ظرفیت دارد که با کشیدن بار مسئولیت یک ملت ، باز سالم و صادق در برابر خداوند توانایی پاسخگویی درست و بی نقص اینهمه مسئولیت باشد .

در دنیای بی سیاست آدم تنها مسئول اعمال خویش است اما در دنیای سیاست مسئول اعمال و رفتار ملتی می شوی که در بسیاری از موارد بسیار از تو دورند و غیرقابل دسترسی و غیرقابل پیش بینی ، در این حالت سالم ماندن قطعا" امری محال و تا حدودی غیرممکن است ! من سرنوشت بسیاری از نمایندگان مجلس را مرور کرده ام ، قریب به اتفاق سرنوشت نامیمون و نافرجامی دارند . اغلب علیرغم داشتن قدرت و پول زیاد ، به سرنوشت بدی دچار می شوند! اغلب شاهد وقایع ناگواری در زندگی شخصی شان می شوند و البته نماینده های مومن و مسئولتر واقعا" اگر رعایت حقوق مردم را نکنند بازی روزگار بسیار بد و قهرآمیز با آنان رفتار می کند و حتی به جایی می رسد که خودشان حاضرند یک کارگر عمله بیسواد و فقیر باشند نه نماینده . قطعا" این حرفها حرف دل بسیاری از نماینده های واقع بین و مومن است .

 اگر نظر دیگری دارید بنویسید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/31ساعت 22:11  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  |