تبليغاتX
خیال
 

شعر زیر از وبلاگ زهراست فقط برای خنده گذاشتم.

دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را

باشد که بار دیگر بازی دهند ما را

مردم به یاد دارند آن هشت سال پیشین

باید زدودش آنرا با لیف و سنگ پاها

آن نیشخند پیشین یارب به یادم آور

تا شیره ای بمالم این لخت کله ها را

آن گفتگو و سازش،آن مصلحت و مالش

لازم شود چو انصار کوبند مخچه ها را

باشد که شاد باشند این داریوش و جعفر

ساقی پیاله ای کن آن واجبی دوا را

ذوبید هر دو بیضه در کورهء ولایت

نایابی آن دما سنج کو سنجد آن دما را

مشغول ماست مالی، گاهی به بیضه مالی

وان چه که رهبرم خواست این بینوا گدا را

مردم فریب خوردند زین خرقه می آلود

پر شد هر آنچه زندان در دست بود ما را

نومید بودمی من از فرصتی دوباره

تا اینکه رهبری داد اذن و اجازه ها را

لیلی چه گریه ای کرد در پشت آن تریبون

اسکار دادمش گر بود اقتدار ما را

خم شد کمر فراوان زیر فشار محمود

قرص کمر بیارم تا شق شود نظاما

شاید که بار دیگر مردم دهد مرا رای

تا عاقبت بریزم آن مانده آبرو را

در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند

نیکی تو از که دیدی کو پوشد این عبا را

دایی جان نکرد شرکت در انتخاب صوری

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

- نامهای کامل شده متن: داریوش فروهر، محمد جعفر پوینده، لیلی حاتمی، محمود احمدی نژاد

+ نوشته شده در  88/01/19ساعت 22:44  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  | 

تعطیلات نوروز تمام شد ما هم به شهرهای شمالی چون رشت ، شاندرمن و لاهیجان بعد کاشان ،نطنز، اصفهان و قم رفتیم و بعد آمدیم تهران . شهرهای مختلف و آثار طبیعی و تاریخی این شهرها برایم خیلی جالب و جاذب بود . اما مطابق آیه قرآن که می فرماید : « سیروا فی الارض فاعتبروا یا اولی الابصار » ، واقعا" برای من نیز درسها و عبرتهای زیادی دربرداشت . علی الخصوص لاهیجان و آن استخر آب و شیطانکوه و پله ها و سنگها و بتونها و بودجه هایی آنچنانی که در دوره پهلوی برای ساختن شهری به دلخواه درباریان هزینه شده است . می گفتند این از کارهای فرح پهلوی بوده است و سوالی برای من پیش آمد آیا در شرایط فعلی هم کسی یا مدیر و مسئولی جرات اینهمه هزینه کردن در یک شهر دارد ؟ اصلا" هیچ مدیری فرصت احداث چنین پروژه عریض و طویل و هزینه بری در یک شهر کوچکی چون لاهیجان دارد ؟ در شرایطی که بسیاری از شهرهای ایران از داشتن حداقل امکانات ضروری محروم بودند چگونه چنین شهرهایی ساخته شده اند ؟

باغ فین کاشان ، نیز از جمله اماکن تاریحی و دیدنی بود که از گردش در آنجا لذت بردم و بسیار خاطره انگیز و بیاد ماندنی بود اما آنجا برای من که چندسال پیش کتاب «جامعه شناسی نخبه کشی» علی رضاقلی و کتاب« زندگی امیرکبیر»( نویسنده علی اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1346) را تازه خوانده بودم بسیار ناراحت کننده بود زیرا داستان فتنه ها و حیله گری های آقاخان نوری و مهد علیا و زنبارگی ناصرالدین شاه و از همه مهمتر استعمارگر پیر انگلیس برایم به خوبی به تصویر کشیده می شد و مشاهده قتل امیرکبیر – صدراعظم دلسوز و بی نظیر تاریخ ایران - به دست جهل نظام حاکم بسیاردردآور بود به حدی که در لحظه دیدن امیر در حلقه چشمانم قطرات اشک آرام آرام پدیدار شد و بحال ایران و ایرانیان و سرنوشت دوستداران و زحمتکشان ایران سوخت .

همه به بنای تاریخی حمام می نگریستند و من به مظالمی که بر امیر رفت . دیگر تاب ماندن نداشتم و حتی در چهره ماکت امیر نمی توانستم نگاه کنم . چه می توان گفت این واقعیت جوامع جهان سومی است و این سرنوشت محتوم بزرگان ما بوده و چه تلخ است انگونه مظلوم به قتل رسیدن !

باز باغ فین وآثار و ابنیه تاریخی که بالغ بر 470 سال هم قدمت داشته اند یعنی از زمان شاه اسماعیل صفوی و قاجاریان که هرکدام برای لذت بیشتر بناها و تفریحگاهای زیبایی بنا نموده اند که در عصرحاضر نیز بسیار جالب و خیال انگیز است . هنوز ساخت چنین بناهایی امکانپذیر نیست نه از جهت معماری و مهندسی بلکه هزینه کردن اینهمه بودجه مملکت فقط محض خاطر لحظات عیش و خوشگذرانی پادشاهان و سلاطین ایرانی . جالب است بدانید که هیچ پادشاهی به کاخ و استراحتگاه پادشاه قبل از خودش بسنده نمی کرده و هرکدام به ساختن بنای جدیدی اقدام کرده تا مطابق طبع خودش باشد . روزگارانی که ایرانیان ما از کمترین امکانات بی بهره بودند این بناها اینهمه هزینه برداشته است .

از اینها که بگذریم اصفهان و سی وسه پل و پل خواجو و عالی قاپو و مساجد و منارجنبان و ... که تماشای آنها بسیار طرب انگیز و روحنواز است و من بارها به اصفهان رفته ام و از زیبایی ها و شگفتی هایش لذت برده ام و ناشکر هم نیستم که چنین بناها وآثار تاریخی و گردشگری در کشور ما وجود دارد و از منافعش ما بهره مند می شویم و لااقل ماهم در مقوله گردشگری و جهانگردی حرفی برای گفتن داریم و سالیانه بودجه زیادی از این طریق وارد کشور ما می شود . اما باز آن نفس قلقلک دهنده من مرا دربرابر این سوالات قرار داد که راستی این همه زیبایی ها چگونه ساخته شده است درحالی که در دوران صفویه در بسیاری از شهرها ، مردم ازشدت فقرو مکنت به قبایل و طوائف حمله می کردند تا حداقل معاش را بدست آورند یا خوانین چنان برمردم در گرفتن مالیات فشار می آوردند که مردم عاصی شده بودند ! در دوران شاهان قاجار علی الخصوص دوران صدراعظمی آغاسی ، مردم در طویله ها و اسطبل ها به خوردن علوفه ها روی آورده بودند ! آیا روا بود اینهمه ساخت و ساز و بودجه و هزینه و اسراف ، درحالی که همسایگان و رعایا در کسب حداقلها محروم باشند ؟!

 آری اینچنین بود سفر چندروزه ما و داستان جفاکاریها و ستمهای حکام ما برما! اما هرچه هست یادگاران و میراث جالبی هستند که بسیار خیره کننده و خاطره انگیز هستند ، علی الخصوص تماشای محوطه ، باغ ، درختان ، نهرهای آب داخل باغ فین از بالای سکوها و نشیمنگاههای محمدشاه وناصرالدین شاه ، قدم زدن در سی سه پل و پل خواجو و تماشای زاینده رود و به ذهن آوردن لحظاتی که درباریان و بازاریان سوار بر کالسکه در بازار امام حرکت می کردند و تماشای خیال انگیز اطراف و کسبه چه لذت بخش بوده است !

بگذریم . سفری کوتاه بود و به یاد ماندنی و عبرت آموز ، حداقل آموختم که دنیا سرشار از پیام و کلام آموختنی است کمی باید نگاهمان را عمیق تر کنیم خیلی چیزها برای آموختن و عبرت گرفتن وجود دارد . باید بیش از پیش بخوانم و بگردم که این جهان بسیار حرفها دارد که هنوز نشنیده ام و...

   

+ نوشته شده در  88/01/14ساعت 21:30  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  |