تبليغاتX
خیال

انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با همه دوره ها متفاوت بود . چه از سياق تبليغات كانديداها و چه نتايج حاصله و چه عواقب بعد از اعلام نتايج .

آنچه از همه تلخ تر و شكننده تر بود اين است كه در داخل نظام ، علي الخصوص بانيان انقلاب شكاف عميقي ايجاد شد . جالب است در دوسوي اين شكاف دو گروه قرار گرفته اند كه هر دو گروه بسيار مستحكم و از سابقون نظام بوده اند :

گروه اول : مقام معظم رهبري ، دكتر محمود احمدي نژاد و اصولگراهاي تندرو چون مصباح يزدي ، شريعتمداري كيهان ، آيت الله يزدي ، حداد حادل و ...

گروه دوم : هاشمي رفسنجاني ، ميرحسين موسوي ، سيد محمد خاتمي ، مهدي كروبي ، ناطق نوري ، دكتر سروش ، كرباسچي و اصلاح طلبها و ...

هر دو گروه معتقدند كه درك درست تري از انقلاب ، اسلام و راه امام دارند . هردو گروه هم بي ترديد در جاي جاي نظام انديشه ها و عملكردهايشان نمايان است . هردو گروه ساليان متوالي دريك سنگر و پشت يك خاكريز قرار داشتند اما انتخابات دهم راه ايندو را كاملا" از هم جدا كرد . بطوري كه عام جامعه كاملا" آنرا لمس كرده اند . آندو بي شك در بسياري از مباني باهم مشتركند اما در اجرا خيلي با هم اختلاف نشان داده اند .

جالب است در اين بين گروه سومي كه از گروه اول بودند اما بعد از انتخابات به گروه دوم پيوستند مثل : سيد حسن خميني(ره) ، فرزند شهيد مطهري ، فرزند شهيد بهشتي ، محمدباقر قاليباف ، توكلي ، عماد افروغ ، همسران شهداي باكري ، همسر شهيد همت ، همسر شهيد رجايي و ...

چه دنياي جالبي شده است كه اينهمه اختلاف بعد از يك مناظره چند ساعته ايجاد شده است ، شايد هم اين اختلاف قبلا" بوده و مردم مطلع نبودند . اما هرچه هست در دوسوي اين طيف دو گروه هستند كه وزنه هاي سنگيني هستند و راحت نمي توان درباره شان قضاوت سطحي كرد زيرا هرگونه قضاوتي درخصوص يك گروه ، گروه بعدي را هم متهم خواهد كرد زيرا همه ما سالهاست كه اينها را در يك طيف ديده ايم . اما اكنون شعارها و برنامه هايشان خيلي با هم متفاوت شده است و براي بسياري از جوانان كه زياد مطالعات سياسي عميق ندارند انتخاب يكي از گروهها كاري بس دشوار است و مي بينيم كه انتخاب هركدام از گروهها توسط نسل جديد خيلي اوقات سطحي است .

راستي مي توان به اين گروهها ، گروه حق و باطل نام نهاد ؟ مي توان هر دو را حق يا هردو را باطل نام نهاد ؟ يا به نظر شما كدام برحق است ؟

هرچه هست اين شكاف موجب سوءاستفاده دشمن مشترك شان گرديده است و هر روز بر تنور اين اختلاف بيشتر سوخت مي رساند تا شعله هايش هردو را بسوزاند و از گرمايش به نحو احسن استفاده كنند . واي كه چه تلخ و ترسناك خواهد شد اگر مودت و دوستي در بين گروهها ايجاد نشود ، و چه مهيب مي شود دشمن مشترك ايندو برنده ميدان شود ، نظر شما چيست ؟

+ نوشته شده در  88/06/31ساعت 20:43  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  | 

ماه مبارك رمضان آمده است و من نيز مثل هميشه روزه داري را شروع كردم . روزهاي بلند گرسنگی و تشنگی كم كم براي من عادي شده گرچه صبح ها و غروبها هنوز كمي احساس سستي ،بي حالي و خواب آلودگي دارم  . گرچه گرسنگي كمي در روح و روانم اثر دارد اما هنوز از آثار ارزشمند اين ماه نتوانسته ام بخوبی بهره ببرم . اما به خوبي مفهوم حديث پيامبر(ص) كه فرمود : صوموا تصحوا : روزه بگيريد تا سالم بمانيد و گفته آن پژوهشگر تغذيه كه مي گفت : اگر مي خواهيد زياد بخوريد كم بخوريد . را درك مي كنم . احساس چابكي خاصي به من دست داده است و هر روز ورزش هم مي كنم . البته علماي تغذيه معتقدند هرچقدر كمتر بخوريم و معده را خالي تر نگه داريم سالم تر مي شويم . قطعا" نور الهي هم درون شكمهاي خالي سرازير مي شود . بقول سعدي : درون از طعام خالي دارد / تا درآن نور معرفت بيني . ما هم به دنبال نور معرفت حدود ده روز است كه درون از طعام خالي داشته ايم شايد كه گذر معرفت كمي به اين كلبه محزون بيفتد .

خوب مي دانم كه فلسفه روزه داري، تکامل جسم و جان است . چرا که گفته اند : عقل سالم در بدن سالم است . دانشمندان اسلامي و غيراسلامي در اين باره جزوه ها و کتاب هاي زيادي نوشته اند و برخي از آثار آن را بيان کرده اند ؛ از جمله : رفع سوء هاضمه ، تقويت بهداشت عمومي ، جلوگيري از آپانديس ، ‌پاک سازي مجاري ادرار ، رفع بيماريها و امراض جلدي و دفع چربي هاي زايد . روزه در درمان بيماري هاي غيرقابل علاج مؤثر است . به هر حال نقش روزه داري در سلامت تن و تکامل روح غير قابل انکار است .

اما سوال اين است كه بايد روزه بگيريم تا سالم بمانيم يا سالم باشيم تا بتوانيم روزه بگيريم . روزه براي سلامتي است يا سلامتي براي روزه ؟ بي شك هردو مكمل همديگر هستند .

از اينها گذشته ، در زير پوست شهر در اين ماه مبارك و ممنوعه ، متاسفانه خيلي ها را مي توان ديد كه نه تنها روزه خواري مي كنند بلكه بي حرمتي شان هم به اين فريضه كم نيست . مرداني كه در هيچ شرايطي راضي به حفظ عرفيات اجتماعي نيستند و بطور علني سيگار مي كشند ، زنان و دختركاني كه اصلا" راضي به اصلاح نحوه پوشش خويش نيستند . آرايش هاي غليظ ، لودگي و طنازي هايشان بسيار قابل توجه و تامل است.

مهم نيست كه چه عقيده اي دارند اما مهم است كه به اصول و قواعد حاكم بر همنوعان كمي توجه نمايند . به عرف ، عقايد و انديشه هاي مومنان روزه دار نيم نگاهي بيندازند .

البته به من و تو چه ربطي دارد كه آنها چه مي كنند ، اما به قول سقراط : يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد ؛ و اينهمه بي خيال و لاابالي زيستن چه لذتي دارد ؟

دراین مقال ورقی فقط به مزایای روزه داری می زنیم آنهم از نگاه صاحبنظران بزرگ باشد که مفید افتد.

امام صادق(ع) فرمود: خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار( غني و فقير) مساوي گردند. روزه تمام دستگاههاي بدن ، بافت ها ، رگ ها و غده ها ، اعصاب ، اجزاي بدن ، روده ها و شرايين را از خستگي بيرون مي آورد . زيرا در اثرعمليات مداوم و شبانه روزي ، ‌قسمت هاي مختلف بدن ، سست و ضعيف مي گردد. .

اشتباه نشود اينکه گفتم در اثر روزه گرفتن استراحت مي کند ، معناي آن اين نيست که از عمل باز مي ماند ، بلکه معناي آن اين است که از سرعت عمل خود مي کاهد تا استراحت کند و خستگي خود را بگيرد و بدين ترتيب روزه ، ضعف ، احتقان ( بند آمدن ادرار ) ، چاقي بدن ، تصلب شرايين و زخم معده  را برطرف مي سازد. . درست به همين دليل است که مي گوييم ، روزه عمر را طولاني ميکند ، به جسم نشاط مي دهد و انسان را از کسلي و سستي نجات مي بخشد و از مرض ها و دردها آزاد مي کند .

اخيراً در اروپا و بسياري کشورهاي ديگر بيمارستان هايي افتتاح شده که از طريق روزه ، بسياري از بيماري ها و مرض ها را معالجه مي کنند . وقتي ماه رمضان فرا مي رسد برنامه هاي زندگي عوض مي گردد و همين تغيير برنامه ، روح انسان را تازه مي کند و به انسان نشاط ميدهد ، زيرا روح انسان ، تغيير برنامه هاي خوراک و خواب و امثال آن را درک مي کند . اين مطلبي است که تجربه و روان شناسي آن را روشن ساخته است . به روزه داران در هنگام افطار نشاطي دست ميدهد که با هيچ نوع نشاط ديگري برابري نمي کند . زيرا شخصي که در طول روز بايستي بعضي از مسائل را رعايت مي کرده ( خوردن - آشاميدن ) هنگام افطار احساس مي کند از اين قید و بند رهايي يافته و همين درک آزادي ، يک نوع خرسندي براي انسان به ارمغان مي آورد . در روايت وارد شده است که براي روزه دار ، دو خرسندي وجود دارد : يک خرسندي به هنگام افطار و ديگري موقع ديدار خدا.

در اثر روزه اطمينان و آسايش براي انسان به وجود مي آيد ، زيرا انسان درک مي کند که با روزه داري با خداي جهان و آفريننده خود رابطه پيدا کرده است . قرآن کريم مي فرمايد : آگاه باشيد که با ذکر خدا قلب انسان اطمينان پيدا مي کند و بدون ترديد ، اطمينان ، از بهترين وسايل دفع کننده اضطراب و وحشت و ترس است. . 

دکتر الکسيس کارل در کتاب انسان موجود ناشناخته مي گويد : با روزه داري قند خون در کبد مي ريزد و چربي هايي که در زير پوست ذخيره شده اند و پروتئين هاي عضلات و غدد و سلول هاي کبدي آزاد مي شوند و به مصرف تغذيه مي رسند . دکتر کارل مي گويد : لزوم روزه داري در تمام اديان تأکيد شده است . در روزه ابتدا گرسنگي و گاهي نوعي تحريک عصبي و بعد ضعفي احساس مي شود ، ولي درعين حال ، کيفيات پوشيده اي که اهميت زيادي دارند ، به فعاليت مي افتند و بالاخره تمام اعضاء مواد خاص خود را براي نگه داري و تعادل محيط داخلي و قلب قرباني مي کنند و به اين ترتيب روزه تمام بافت هاي بدني را مي شويد و آن ها را تازه مي كند.

دکتر ژان فروموزان روش معالجه با روزه را شست و شوي اعضاي بدن تعبير مي کند که در آغاز روزه داري ، زبان باردار است ، عرق بدن زياد است ، دهان بدبو است و گاه آب از بيني راه مي افتد ، که همه اين ها علامت شروع شست وشوي کامل بدن است . پس از سه چهار روز بو برطرف مي شود . اسيد اوريک ادرار کاهش مي يابد و شخص احساس سبکي و خوشي خارق العاده اي مي کند . در اين حال اعضا هم استراحتي کافي دارند . دکتر تومانيانس راجع به فوايد روزه داري مي گويد : فايده بزرگ کم خوردن و پرهيز نمودن از غذاها در يک مدت کوتاه آن است که چون معده در طول مدت يازده ماه مرتب پر از غذا بوده در مدت يک ماه روزه داري مواد غذايي خود را دفع مي کند و همين طور کبد که براي حل و هضم غذا مجهور است دائماً صفراي خود را مصرف کند ، در مدت سي روز ترشحات صفراوي را صرف حل کردن باقي مانده غذاي جمع شده خواهد کرد . دستگاه هاضمه در نتيجه کم خوردن غذا ، اندکي فراغت را حاصل نموده و رفع خستگي مي نمايد. روزه يعني کم خوردن و کم آشاميدن در مدت معيني از سال و اين بهترين راه معالجه وحفظ تندرستي است ، که طب قديم و جديد را از اين حيث متوجه خود ساخته . مخصوصاً امراضي را که بر دستگاه هاضمه ، به خصوص کليه و کبد عارض مي شود و به توسط دارو نمي توان آن ها را علاج نمود ، روزه به خوبي معالجه مي نمايد . چنانچه  بهترين دارو براي برطرف ساختن سوء هاضمه نيز روزه گرفتن است..

دکتر گونل پا فرانسوي مي گويد : چهار پنجم بيماري ها از تخمير غذا در روده ها ناشي مي شود که همه با روزه اصلاح مي گردد.

همچنين دکترآلکسي سوفوريندر مي گويد: جسم به هنگام روزه به جاي غذا از مواد باقي مانده در بدن استفاده کرده و آن ها را مصرف مي نمايد و بدين وسيله مواد کثيف و عفوني اي که در جسم هست و ريشه و خميره بيماري ها از آن ها است ،از بين مي رود . روزه سبب بهبودي همه بيماري ها است . بنابراين شايسته است که جسم خود را به وسيله روزه ، نظيف و پاکيزه کنيد.

دکتر کاريو امريکايي نيز مي گويد : هر شخص بيمار بايد در سال مدتي از غذا پرهيز کند . زيرا مادامي که غذا به تن مي رسد ميکروب ها در حال رشدند ، ولي هنگامي که از غذا پرهيز مي کند ، ميکروب ها رو به ضعف مي روند. او همچنين مي گويد روزه اي که اسلام واجب کرده ،‌ بزرگ ترين ضامن سلامتي تن مي باشد .

پس خواه پند گيرند و خواه ملال .

+ نوشته شده در  88/06/10ساعت 15:11  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  |