تبليغاتX
خیال - استيضاح عوضعلی کردان !

صحنه تلخ و زننده اي بود مشاهده لحظات استيضاح وزير بي سياست كشور !

تن به استيضاح دادن از ناحيه ايشان واقعا" دو چيز را اثبات كرد :

1.       عدم داشتن سياست لازم

2.       عدم داشتن سواد علمي مكفي

اگر كمي دانش علمي يا دانش سياسي و هوش اجتماعي داشت خيلي پيشتر استعفا مي داد تا اين اندازه نه خود و نه دولت اصولگرا را ضايع كند . دلم به حالش خيلي سوخت از اين جهت كه نه تنها خودش سوادش نمي رسيد كه چه كند بلكه حاميانش هم او را با مشورتهاي غلط تا لب تيغ بردند و بطرز فجيعي در چنگال استيضاح رها كردند و آبروي چند و چندين ساله اش را به حراج گذاشتند . ايشان اي كاش كمي به حرف منتقدانش گوش فرامي داد و قطعا" به نفعش تمام مي شد .

عجيب بود اين چنين سبك رفتاري از كسي كه تا حد وزير كشور ارتفاع گرفته باشد و اينچنين ساده لوح باشد كه عليرغم اينهمه اعتراضات و شكايات از افراد شاخص و انقلابي مجلس از جمله دكتر علي مطهري ، مهندس باهنر و دكتر توكلي و قريب به دو ميليون صفحه انتقاد و تحليل هاي منطقي و عقل پسند،باز هم ايشان از خواب بيدار نشود و همچنان به كرسي وزارت بچسبد! بنظر من بنابر حديث امام علي(ع) كه فرمود : آخرين چيزي كه از دل مومن خارج مي شود حب جاه و مقام است ، آقاي كردان حتي با اخذ 45 راي كبود منتظر كسب مجدد كرسي وزارت بود و حاضر نبود از اين صندلي پرقدرت دست بكشد . راستي دل كندن از قدرت اينهمه تلخ و ناگوار است ؟! ايشان از تمام آبروي چندين ساله اش گذشت و باز از قدرت دست نكشيد ؟ به چه قيمتي ؟

راستي كردان با نگاهي به صندلي وزارت با خويش چنين زمزمه مي كرد :

عشق و درويشي و انگشت نمايي و ملامت            همه سهل است تحمل نكنم بار جدايي

بيچاره كردان ! بيچاره رئيس جمهور ! بيچاره وزارت كشور ! بيچاره ايران ! بيچاره نظام جمهوري اسلامي !

چه فكر مي كرديم چه شد!

ما از انقلاب دور شده ايم يا انقلاب از ما ؟ واقعا" اينگونه بايد راست قامتان جاودانه تاريخ بمانيم ؟

اين بود كه مي گفتند : سياست ما عين ديانت ما و ديانت ما عين سياست ماست ؟

دريغ و درد كه چرا غافل از احوال دل خويشتنيم !

+ نوشته شده در  87/08/14ساعت 22:23  توسط جعفرپورکلوری(خلخال)  |