<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خیال</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 Sep 2009 17:12:23 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شكاف در نظام</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با همه دوره ها متفاوت بود . چه از سياق تبليغات كانديداها و چه نتايج حاصله و چه عواقب بعد از اعلام نتايج .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه از همه تلخ تر و شكننده تر بود اين است كه در داخل نظام ، علي الخصوص بانيان انقلاب شكاف عميقي ايجاد شد . جالب است در دوسوي اين شكاف دو گروه قرار گرفته اند كه هر دو گروه بسيار مستحكم و از سابقون نظام بوده اند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;گروه اول :&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt; مقام معظم رهبري ، دكتر محمود احمدي نژاد و اصولگراهاي تندرو چون مصباح يزدي ، شريعتمداري كيهان ، آيت الله يزدي ، حداد حادل و ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;گروه دوم :&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt; هاشمي رفسنجاني ، ميرحسين موسوي ، سيد محمد خاتمي ، مهدي كروبي ، ناطق نوري ، دكتر سروش ، كرباسچي و اصلاح طلبها و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر دو گروه معتقدند كه درك درست تري از انقلاب ، اسلام و راه امام دارند . هردو گروه هم بي ترديد در جاي جاي نظام انديشه ها و عملكردهايشان نمايان است . هردو گروه ساليان متوالي دريك سنگر و پشت يك خاكريز قرار داشتند اما انتخابات دهم راه ايندو را كاملا&quot; از هم جدا كرد . بطوري كه عام جامعه كاملا&quot; آنرا لمس كرده اند . آندو بي شك در بسياري از مباني باهم مشتركند اما در اجرا خيلي با هم اختلاف نشان داده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب است در اين بين گروه سومي كه از گروه اول بودند اما بعد از انتخابات به گروه دوم پيوستند مثل : سيد حسن خميني(ره) ، فرزند شهيد مطهري ، فرزند شهيد بهشتي ، محمدباقر قاليباف ، توكلي ، عماد افروغ ، همسران شهداي باكري ، همسر شهيد همت ، همسر شهيد رجايي و ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه دنياي جالبي شده است كه اينهمه اختلاف بعد از يك مناظره چند ساعته ايجاد شده است ، شايد هم اين اختلاف قبلا&quot; بوده و مردم مطلع نبودند . اما هرچه هست در دوسوي اين طيف دو گروه هستند كه وزنه هاي سنگيني هستند و راحت نمي توان درباره شان قضاوت سطحي كرد زيرا هرگونه قضاوتي درخصوص يك گروه ، گروه بعدي را هم متهم خواهد كرد زيرا همه ما سالهاست كه اينها را در يك طيف ديده ايم . اما اكنون شعارها و برنامه هايشان خيلي با هم متفاوت شده است و براي بسياري از جوانان كه زياد مطالعات سياسي عميق ندارند انتخاب يكي از گروهها كاري بس دشوار است و مي بينيم كه انتخاب هركدام از گروهها توسط نسل جديد خيلي اوقات سطحي است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستي مي توان به اين گروهها ، گروه حق و باطل نام نهاد ؟ مي توان هر دو را حق يا هردو را باطل نام نهاد ؟ يا به نظر شما كدام برحق است ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرچه هست اين شكاف موجب سوءاستفاده دشمن مشترك شان گرديده است و هر روز بر تنور اين اختلاف بيشتر سوخت مي رساند تا شعله هايش هردو را بسوزاند و از گرمايش به نحو احسن استفاده كنند . واي كه چه تلخ و ترسناك خواهد شد اگر مودت و دوستي در بين گروهها ايجاد نشود ، و چه مهيب مي شود دشمن مشترك ايندو برنده ميدان شود ، نظر شما چيست ؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 17:12:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در تحسين روزه داري</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;ماه مبارك رمضان آمده است و من نيز مثل هميشه روزه داري را شروع كردم . روزهاي بلند گرسنگی و تشنگی كم كم براي من عادي شده گرچه صبح ها و غروبها هنوز كمي احساس سستي ،بي حالي و خواب آلودگي دارم  . گرچه گرسنگي كمي در روح و روانم اثر دارد اما هنوز از آثار ارزشمند اين ماه نتوانسته ام بخوبی بهره ببرم . اما به خوبي مفهوم حديث پيامبر(ص) كه فرمود : صوموا تصحوا : روزه بگيريد تا سالم بمانيد و گفته آن پژوهشگر تغذيه كه مي گفت : &lt;U&gt;اگر مي خواهيد زياد بخوريد كم بخوريد&lt;/U&gt; . را درك مي كنم . احساس چابكي خاصي به من دست داده است و هر روز ورزش هم مي كنم . البته علماي تغذيه معتقدند هرچقدر كمتر بخوريم و معده را خالي تر نگه داريم سالم تر مي شويم . قطعا&quot; نور الهي هم درون شكمهاي خالي سرازير مي شود . بقول سعدي : درون از طعام خالي دارد / تا درآن نور معرفت بيني . ما هم به دنبال نور معرفت حدود ده روز است كه درون از طعام خالي داشته ايم شايد كه گذر معرفت كمي به اين كلبه محزون بيفتد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب مي دانم كه فلسفه روزه داري، تکامل جسم و جان است . چرا که گفته اند : عقل سالم در بدن سالم است . دانشمندان اسلامي و غيراسلامي در اين باره جزوه ها و کتاب هاي زيادي نوشته اند و برخي از آثار آن را بيان کرده اند ؛ از جمله : رفع سوء هاضمه ، تقويت بهداشت عمومي ، جلوگيري از آپانديس ، ‌پاک سازي مجاري ادرار ، رفع بيماريها و امراض جلدي و دفع چربي هاي زايد . روزه در درمان بيماري هاي غيرقابل علاج مؤثر است . به هر حال نقش روزه داري در سلامت تن و تکامل روح غير قابل انکار است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما سوال اين است كه بايد روزه بگيريم تا سالم بمانيم يا سالم باشيم تا بتوانيم روزه بگيريم . روزه براي سلامتي است يا سلامتي براي روزه ؟ بي شك هردو مكمل همديگر هستند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اينها گذشته ، در زير پوست شهر در اين ماه مبارك و ممنوعه ، متاسفانه خيلي ها را مي توان ديد كه نه تنها روزه خواري مي كنند بلكه بي حرمتي شان هم به اين فريضه كم نيست . مرداني كه در هيچ شرايطي راضي به حفظ عرفيات اجتماعي نيستند و بطور علني سيگار مي كشند ، زنان و دختركاني كه اصلا&quot; راضي به اصلاح نحوه پوشش خويش نيستند . آرايش هاي غليظ ، لودگي و طنازي هايشان بسيار قابل توجه و تامل است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهم نيست كه چه عقيده اي دارند اما مهم است كه به اصول و قواعد حاكم بر همنوعان كمي توجه نمايند . به عرف ، عقايد و انديشه هاي مومنان روزه دار نيم نگاهي بيندازند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته به من و تو چه ربطي دارد كه آنها چه مي كنند ، اما به قول سقراط : يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد ؛ و اينهمه بي خيال و لاابالي زيستن چه لذتي دارد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دراین مقال ورقی فقط به مزایای روزه داری می زنیم آنهم از نگاه صاحبنظران بزرگ باشد که مفید افتد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امام صادق(ع) فرمود: خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار( غني و فقير) مساوي گردند. روزه تمام دستگاههاي بدن ، بافت ها ، رگ ها و غده ها ، اعصاب ، اجزاي بدن ، روده ها و شرايين را از خستگي بيرون مي آورد . زيرا در اثرعمليات مداوم و شبانه روزي ، ‌قسمت هاي مختلف بدن ، سست و ضعيف مي گردد. . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اشتباه نشود اينکه گفتم در اثر روزه گرفتن استراحت مي کند ، معناي آن اين نيست که از عمل باز مي ماند ، بلکه معناي آن اين است که از سرعت عمل خود مي کاهد تا استراحت کند و خستگي خود را بگيرد و بدين ترتيب روزه ، ضعف ، احتقان ( بند آمدن ادرار ) ، چاقي بدن ، تصلب شرايين و زخم معده  را برطرف مي سازد. . درست به همين دليل است که مي گوييم ، روزه عمر را طولاني ميکند ، به جسم نشاط مي دهد و انسان را از کسلي و سستي نجات مي بخشد و از مرض ها و دردها آزاد مي کند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اخيراً در اروپا و بسياري کشورهاي ديگر بيمارستان هايي افتتاح شده که از طريق روزه ، بسياري از بيماري ها و مرض ها را معالجه مي کنند . وقتي ماه رمضان فرا مي رسد برنامه هاي زندگي عوض مي گردد و همين تغيير برنامه ، روح انسان را تازه مي کند و به انسان نشاط ميدهد ، زيرا روح انسان ، تغيير برنامه هاي خوراک و خواب و امثال آن را درک مي کند . اين مطلبي است که تجربه و روان شناسي آن را روشن ساخته است . به روزه داران در هنگام افطار نشاطي دست ميدهد که با هيچ نوع نشاط ديگري برابري نمي کند . زيرا شخصي که در طول روز بايستي بعضي از مسائل را رعايت مي کرده ( خوردن - آشاميدن ) هنگام افطار احساس مي کند از اين قید و بند رهايي يافته و همين درک آزادي ، يک نوع خرسندي براي انسان به ارمغان مي آورد . در روايت وارد شده است که براي روزه دار ، دو خرسندي وجود دارد : يک خرسندي به هنگام افطار و ديگري موقع ديدار خدا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اثر روزه اطمينان و آسايش براي انسان به وجود مي آيد ، زيرا انسان درک مي کند که با روزه داري با خداي جهان و آفريننده خود رابطه پيدا کرده است . قرآن کريم مي فرمايد : آگاه باشيد که با ذکر خدا قلب انسان اطمينان پيدا مي کند و بدون ترديد ، اطمينان ، از بهترين وسايل دفع کننده اضطراب و وحشت و ترس است. . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر الکسيس کارل در کتاب انسان موجود ناشناخته مي گويد : با روزه داري قند خون در کبد مي ريزد و چربي هايي که در زير پوست ذخيره شده اند و پروتئين هاي عضلات و غدد و سلول هاي کبدي آزاد مي شوند و به مصرف تغذيه مي رسند . دکتر کارل مي گويد : لزوم روزه داري در تمام اديان تأکيد شده است . در روزه ابتدا گرسنگي و گاهي نوعي تحريک عصبي و بعد ضعفي احساس مي شود ، ولي درعين حال ، کيفيات پوشيده اي که اهميت زيادي دارند ، به فعاليت مي افتند و بالاخره تمام اعضاء مواد خاص خود را براي نگه داري و تعادل محيط داخلي و قلب قرباني مي کنند و به اين ترتيب روزه تمام بافت هاي بدني را مي شويد و آن ها را تازه مي كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر ژان فروموزان روش معالجه با روزه را شست و شوي اعضاي بدن تعبير مي کند که در آغاز روزه داري ، زبان باردار است ، عرق بدن زياد است ، دهان بدبو است و گاه آب از بيني راه مي افتد ، که همه اين ها علامت شروع شست وشوي کامل بدن است . پس از سه چهار روز بو برطرف مي شود . اسيد اوريک ادرار کاهش مي يابد و شخص احساس سبکي و خوشي خارق العاده اي مي کند . در اين حال اعضا هم استراحتي کافي دارند . دکتر تومانيانس راجع به فوايد روزه داري مي گويد : فايده بزرگ کم خوردن و پرهيز نمودن از غذاها در يک مدت کوتاه آن است که چون معده در طول مدت يازده ماه مرتب پر از غذا بوده در مدت يک ماه روزه داري مواد غذايي خود را دفع مي کند و همين طور کبد که براي حل و هضم غذا مجهور است دائماً صفراي خود را مصرف کند ، در مدت سي روز ترشحات صفراوي را صرف حل کردن باقي مانده غذاي جمع شده خواهد کرد . دستگاه هاضمه در نتيجه کم خوردن غذا ، اندکي فراغت را حاصل نموده و رفع خستگي مي نمايد. روزه يعني کم خوردن و کم آشاميدن در مدت معيني از سال و اين بهترين راه معالجه وحفظ تندرستي است ، که طب قديم و جديد را از اين حيث متوجه خود ساخته . مخصوصاً امراضي را که بر دستگاه هاضمه ، به خصوص کليه و کبد عارض مي شود و به توسط دارو نمي توان آن ها را علاج نمود ، روزه به خوبي معالجه مي نمايد . چنانچه  بهترين دارو براي برطرف ساختن سوء هاضمه نيز روزه گرفتن است.. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر گونل پا فرانسوي مي گويد : چهار پنجم بيماري ها از تخمير غذا در روده ها ناشي مي شود که همه با روزه اصلاح مي گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچنين دکترآلکسي سوفوريندر مي گويد: جسم به هنگام روزه به جاي غذا از مواد باقي مانده در بدن استفاده کرده و آن ها را مصرف مي نمايد و بدين وسيله مواد کثيف و عفوني اي که در جسم هست و ريشه و خميره بيماري ها از آن ها است ،از بين مي رود . روزه سبب بهبودي همه بيماري ها است . بنابراين شايسته است که جسم خود را به وسيله روزه ، نظيف و پاکيزه کنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر کاريو امريکايي نيز مي گويد : هر شخص بيمار بايد در سال مدتي از غذا پرهيز کند . زيرا مادامي که غذا به تن مي رسد ميکروب ها در حال رشدند ، ولي هنگامي که از غذا پرهيز مي کند ، ميکروب ها رو به ضعف مي روند. او همچنين مي گويد روزه اي که اسلام واجب کرده ،‌ بزرگ ترين ضامن سلامتي تن مي باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس خواه پند گيرند و خواه ملال .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 11:41:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چراغ خاموش</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>از شکست و بستهای انتخابات تنها چیزی که عاید پیادگان همیشه تاریخ شد چراغهایی بودند که ناجوانمردانه شکسته و خاموش شدند . شمع هایی که درسکوتی تلخ و پایدار آرام آرام سوختند و  سوختند و روان شدند و چون اشک ریختند بدون آنکه برجنازه های این قطرات حتی سوره ای قرائت گردد ! مظلومان و محرومانی که رفتند و دیگر خبری از آنها نیست . خانواده های داغداری که می سوزند و می گریند و در حیرانی مستمری سرگردانند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه دنیای جالب و دیدنی ای شده است . روز معارفه آقای صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه جدید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام و احوالپرسی رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام . همه مطبوعات هم تصاویرشان را زده بودند ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شکار لحظه جالبی بود اما خلاصه این جریانات چه مفهومی دارد من قادر به تحلیل نیستم شما چه می گوئید ؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Aug 2009 14:19:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عيد ميلاد</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;شب ميلاد امام مهدي(ع) بود . امام حاضر در همه زمانها و مكانها . قائم و برپادارنده راه محمد(ص) . جشن باشكوهي بود و جمعيت زيادي گرد آمده بودند. از صداسيما هنرمندان زيادي آمده بودند . جشني شاد و تاحدودي معنوي . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دستان زيادي رو به آسمان دعا كردند كه امام هرچه زودتر ظهور كند . من نيز چون آنان دعا كردم اما ندايي در دلم مدام به من نهيب مي زد مگر آمادگي ظهورش را داري كه همصدا با ديگران دعا مي كني !؟ مگر اوصاف ياران امام را نمي داني ؟ مگر نمي داني كه اگر امام بيايد گردن بسياري از اين منتظرانش را حتي خواهد زد ؟ منتظراني كه فقط اداي انتظار درمي آورند اما درعمل هيچ شباهتي به منتظران ندارند . منتظراني كه سرمنفعت خويش حاضر به هرخيانتي مي شوند . منتظراني كه تنها اداي مومنان رادرمي آورند و رداي متقيان را مي پوشند اما حاضر به كمترين گذشتي نيستند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شايد حرفهايم غريب باشد اما در انتخابات ديديم ( البته افراد منصف و بي تعصب ) كه چگونه رداي خدمت در بين خادمان پاره پاره شد . چگونه منتظران طريق انتظار را به تصوير كشيدند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واي كه انتظار خيلي مشكل است اما بعد از سرآمدن انتظار نمي دانم چه مي توان كرد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا هيچ انديشيده ايد كه اگر انتظار فردا يعني جمعه 16 مرداد به سر آيد سرنوشت من و تو چه مي شود ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا امام ما را در سپاه خود خواهد پذيرفت ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا لياقت ورود داريم ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مائي كه هر روز گرفتار روزمرگي هايمان هستيم ، مائي كه درگير خورد و خوراك و شكم و شهوت خويش هستيم و كارنامه عملكرد روزانه مان جز در تلاش براي امرار معاش فردي مان نيستيم چگونه درانقلابي مي خواهيم شركت كنيم كه برنامه و هدف اجراي عدالت در سطح جهان را دارد ؟ جهاني با اديان و مذاهب و انديشه ها و ايسمها و ن‍ژادها و رنگها و ثروتمندان و فقرا و متوسطين و سياهان و سرخپوستان و زردپوستان و لادينان و ماركسيستها و بودائي ها و برهمائي ها و هندوها و اسرائيلي ها و امريكائي ها و ... و ... ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه ادعاي بزرگ و نپخته اي ! چه خوش باورند خيلي ها كه فكر مي كنند حتما&quot; پذيرفته در صف آقا هستند . بي شك من در آن صف نمي توانم قرار بگيرم زيرا هنوز در انجام امور زندگاني خويش حيران و سرگردانم و هنوز در مديريت خويش و شناخت جسم و روح و انديشه و آرمان خويش درمانده ام ؛ پس چگونه امامي را مي توانم همراهي كنم كه برنامه جهاني دارد . چگونه رهبر و فرماندهي را ياري دهم كه قصد نجات ملتها را دارد ، درحالي كه خود نيازمندترين آنهايم ؟ چگونه با او همسوار شوم كه عمري پياده ايام خويشم ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذريم كه شب از نيمه گذشته است . شب بخير ! تا ظهور خيلي مانده است و فرصت بسيار زياد . هنوز براي خودسازي فرصت زياد است البته براي تو نه براي من . اميدوارم تو مثل من نباشي . اما فقط بدان كه امام يارانش را مشكل برمي گزيند .  اگر صفي هم باشد بدان كه من آخرينم و خيلي ها جلوتر از من هستند نمي دانم جاي تو در كجاي صف قرار مي گيرد ؟ اما خوب مي دانم كه قطعا&quot; از اولين مرحله تست ورودي يا امتحان ورودي من مردود خواهم شد نمي دانم شما چه مي شوي ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; عید مبارکت باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 22:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرگي در غبار</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چهل روز گذشت!&lt;/B&gt; فردا چهل روز از درگذشت بي گناهاني مي گذرد كه مظلومانه جانشان را ازدست دادند ! مظلوماني كه دانسته و نادانسته ، خواسته و ناخواسته در برابر ضربات مهلكي ازپاي درآمدند كه امكان يافتن قاتل يا قاتلان بسيار مبهم و ناممكن است ! مرگي در راه بيان حرفهايي مبهم ! سياسيون شايد نادم و شايد خوشحال ! خدا مي داند ! قدرت شيرين است و حب جاه آخرين چيزي است كه از دل مومن خارج مي شود ، راستي كه جاي ملامت نيست كه براي چه اينها بايد فدا شوند تا كساني بر كرسي قدرت بنشينند يا ننشينند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه روزهاي مه – نه غيارآلودي – فضاي كشور و نظام را پوشانده است ! هوا بس ناجوانمردانه در دل ريزگردها تيره و تارشده است! جاده ها و خيابانها شيبدار و متعدد شده اند ! عابران در تاريكي غم آلود راهها گم شده اند ! تيرهاي چراغ برق بسيار اوج گرفته يا چه مي دانم ديگر قدرت نورافشاني لامپ ها خيلي كم شده است . دهقان فداكار ديگر جان نثاري نمي كند ، اصلا&quot; نمي داند كه براي چه و براي كه جان نثاري كند ! فداكاري ديگر آرام آرام مفهومش را از دست داده است و من در تحير يه تماشا نشسته ام شيفتگان خدمت چگونه به تشنگان قدرت تبديل مي گردند ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستي چه بايد كرد ؟ التيام درد بازماندگان حوادث چگونه ممكن است ؟ دولت چه بايد بكند ؟ كانديداها ؟ رئيس جمهور ؟ صداوسيما ؟ مطبوعات و رسانه ها ؟ سهم هريك چقدر است ؟ آيا اصلا&quot; التيامي بدست خواهد آمد ؟&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 20:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ياد يار</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>زمان آرام آرام اما به سرعت مي گذرد . جواني نيز سريعتر از زمان به استقبال پيري مي رود . غافله عمر اشترانش را در چراگاههاي زندگي يكي يكي رها مي كند . من تنها و تو تنها و همه بسوي تنهايي مي رويم . از دوستان آرام آرام جدا مي شويم . زندگي پايندگي اش را از دست مي دهد و من برساحل اين درياي خروشان صداي شكسته شدن صميميتها و صداقتها را مي شنوم . چه فرسنگها از هم جدا شده ايم اي خوبترين من . ديگر ياد و نامت هم كمتر در خيالاتم مي گذرند . كمتر انديشه ام به تكرار روزهاي با تو بودن مشغول مي گردد . چه دل گرفتگي عجيبي به سراغم آمده است . خدا كند كه تو فراموشم نكني گرچه من در گيرودار زندگي هر روز فراموشكار تر از گذشته مي شوم. ديدارت كه مي دانم ميسر نيست اما خداكند كه يادت هميشه با من باشد . تو اسطوره بزرگ همه محبتهايي بودي كه من در زندگي تجربه كرده ام . </description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 10:50:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا تساهل نه ؟!</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;چه جالند جواناني كه آشفته و لغزان در درون موجها شناور مي شوند و در عين اينكه اعتقاد به دموكراسي دارند اما غرق در يكسونگري اند . بر ديگران خرده مي گيرند كه تساهل و تسامح ندارند اما تمامي صحبتهايشان مملو از جزمي نگري است . فرياد وااسفا سرمي دهند كه نهال آزادي درحال بريده شدن است اما خود با تمام وجود ريشه هاي آزادي را مي خشكانند . راستي چرا خيلي از ايرانيان ما اينگونه اند ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خود را اينهمه به حق دانستن و عليرغم توپيدن به استبداد و تعصب ، باز كاملا&quot; تعصبي و يك بعدي نگريستن تا كي ؟ چشم حقيقت بين را بستن و احساساتي نگريستن تاكي ؟ غرق شدن در بين دورنگ سياه و سفيد تاكي ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رنگهاي ديگري نيز در طيف رنگها وجود دارد اما تاكي گرد دو رنگ خود را آلودن ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه مي توان كرد شايد قرنها بايد بگذرد تا روشنفكران و ژرف انديشان ما حقايق را بدون تعصب ببينند و جناحي و حزبي به دنبال درمان دردهاي مان نيفتند . هرچند خيلي زمان مي خواهد . شايد به عمر من و تو وصال ندهد .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 03:29:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریزگردها</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مدتهاست كه دوست دارم و به وبلاگ خودم و پيوندهايم سري بزنم و بنويسم و ببينم كه آنها چه مي نويسند . متاسفانه آنقدر گرفتار دانشگاه و تدريس شده ام كه فرصت سرخاراندن رو هم ندارم . فرصتي پيش نيامده در زمينه وقايع بعد انتخابات ، اغتشاشات و زنداني ها مطلب بنويسم هرچند خيلي حرف براي گفتن دارم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از طوفان ريزگردها كه تهران و ايران را تسخير نموده و مشكلات و گرفتاريهايي كه براي مردم علي الخصوص كودكان و پيران و بيماران ايجاد مي كند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ریزگرد درزبان انگلیسی به haze مشهور است و آن پدیده‌ای است که از ترکیب ذرات ریز گرد و غبار با آلاینده‌های شهری به وجود می‌آید و این ترکیب برای بیماران تنفسی بسیار مضر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ريزگرد، گردوغبار معمول نواحي بياباني و جنب‌بياباني نيست، آلودگي هوا (به مفهومي که در تهران رايج است: وجود ذرات معلق با منشأ سوخت‌هاي فسيلي) نيست، شنباد نيست، غبار محلي نيست و اساسا&quot; هيچ کدام از پديده‌هاي اقليمي که طي 100 سال گذشته تاکنون تجربه شده است ، نيست. اين يک پديده نادر اقليمي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ایران منشاء اصلی این پدیده کویرها و باتلاق های در حال خشک‌شدن عراق است. سه کشورایران،عراق و عربستان به‌صورت مشترک هزینه‌های مالچ‌پاشی این اراضی را تأمین و تمام اراضی در فصل خاصی از سال مالچ‌پاشی می‌شد. مالچ ماده چسبنده گرفته شده از موادنفتی است که برای تثبت شن های روان در اراضیبیابانی استفاده می‌شود. به‌علت بروز برخی مشکلات و تغییر رویه دولت‌ها در این ارتباط، این اقدام صورت نگرفت و پدیده ریزگرد به‌صورت گسترده بخش‌هایی از کشور را مورد هجوم قرار داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به وضعيت اسفبار سازمان حفاظت محيط زيست ، بعيد مي دانم در برابر چنين وقايعي اقدامي بتوانند بكنند . تنها اميدوارم كه با حضور اين ريزگردها تحولي در اين سازمان اتفاق بيفتد تا كمي به خودشان بجنبند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید که می داند خواست خدا بود که می خواست با بارش این ریزگردها فضای انتخابات غبارآلود شود و کسی دیگر پی آنچه در انتخابات و بعد آن گذشت نشود .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 03:20:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نتیجه انتخابات</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مثلث : هاشمي + خاتمی + موسوي =&gt; احمدي نژاد را نشانه گرفته اند و چه ديدني و تاسف انگیز خواهد شد اگر اين سه شكست بخورند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مربع : كروبي + كرباسچي + مهاجراني + سروش = &gt;  احمدي نژاد را دشمن خود مي دانند و آن باز چه جالب و تلخ خواهد شد اگر اين 4 نفر هم ببازند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و آيا اين 7 نفر فكر كرده اند اگر احمدي نژاد رئيس جمهور شود اينها براي هميشه از چشم مردم خواهند افتاد ؟ رقابت و پيوندهاي خطرناكي را در پيش گرفته اند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما راستي در اين بازيها كدام به نفع كشور خواهد بود ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين مرد تنها با عزم و اراده پولادین  يا اين مثلث يا مربع کار آزموده . نظر دهيد :&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 21:51:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنور داغ انتخابات</title>
<link>http://palangah.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تنور داغ انتخابات آماده و پذيراي ، برنامه ها ، استراتژي ها ، خط مشي ها ، موضع گيريها ، حرفها و سخنهاي قدرت طلبانه خدومان دلسوزي است كه عاشقانه كمر به خدمت خلق بسته اند و نفس به اميد برقراري عدالت و امنيت و آزادي و توجه به حقوق همه مردم مي كشند و چشم به راه معجزات صندوقهاي بيجان قدرتمند هستند تا شايد قرعه بخت بنام اين خوبان زده شود . ما هم چون شما منتظر مي مانيم تا ببينيم در اين مسابقه السابقون ستاره بخت بر روي كدام چهره تابيدن خواهد گرفت تا ما نيز در جشن و شادماني او و اعوان انصارش سهيم باشيم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه تاكنون پيداست اين است كه اصلاح طلبان ره به خطا رفته و با دوگانگي عمل كردن ، تيشه به ريشه اصلاحات مي زنند . اگر عاقلانه عمل نكنند و يكي به نفع ديگر كنار نرود بي هيچ ترديدي هردو شكست خواهند خورد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين دو مرد تيزرو گرچه به ظاهر بر يك اشتر سوارند اما هردو راهي جداي از ديگري را نشانه گرفته اند . يكي به خود مي بالد و مي نازد و آن ديگر به تيم و يارانش . يكي مرد صداقت و سابقون است و آن ديگر نيز چون اوست اما هنوز نتوانسته باور مردم را تغيير دهد .گرچه هردو دريك مسير گام برمي دارند اما پيروانشان را به گمراهي انداخته اند كه : اصلاحات آخر به كدام راه ختم مي شود ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما اصولگرايان گرچه دونفرند اما يكي سوار است و ديگري پياده ، براي يكي داد مي زنند و ديگري خود هوار مي كشد . يكي امتحانش را پس داده و ديگري در آرزوي امتحان . يكي از گذشته مي گويد و آن دگر از آينده . يكي مرد عمل بوده و آن دگر مرد رزم . يكي ديگران را به مناظره مي خواند آن دگر آن را ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذريم كه سپيده دم در راه است و خلاصه يكي بر آن مركب پولادين خواهد نشست و افسار حكومت را 4 سال به دست خواهد گرفت ، ما فقط دعا كنيم و تلاش كنيم آنكه اصلح است اسلحه بردست گيرد زيرا پيكاري بزرگ در پيش دارد و ... ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در معرفي اجمالي آنها مي توانم بگويم :&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;&lt;B&gt;احمدي نژاد&lt;/B&gt; : پرتلاش ترين رئيس جمهور تاريخ ايران است ، اما در دوره رياستش ، كشور با تنشهاي متعددي بخاطر تيم ضعيف و برخي سطحي نگري هايش متحمل شد . گاهي اوقات بي پروا و بي آينده نگري حرف مي زند اما خوب حرف زدن را خوب تمرين كرده است.&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;&lt;B&gt;موسوي&lt;/B&gt; : سابقه ديرينه در حكومت داري دارد و بسيار مومن و صديق است ، گرچه اصلاح طلب نيست اما اطرافش را اصلاح طلبان گرفته اند . مدتي از سياست به دور بوده است ، به همين خاطر كمي ادبيات سياسي را فراموش كرده و گاهي اوقات به دور از زمان حاضر مي انديش و حرف مي زند . برنامه هايش تاييد دولت حاضر است با اندكي تغيير . هم دوره هايش او را خوب مي شناسند اما نسل جديد هنوز او را برنگزيده اند .&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;&lt;B&gt;كروبي&lt;/B&gt; : عنوان شيخ اصلاحات را بر خود برگزيده است ، بسيار شجاع و نترس است . در بازي هاي سياسي هميشه رك و پوست كنده حرف مي زند ، زياد اصلاح طلب نيست . تيمش خيلي قوي است ، گرچه ديگر پير است و حرف زدن برايش مشكل اما هواي جواني درسرمي پروراند و « تغيير » را سرلوحه برنامه هايش قرار داده است. &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;&lt;B&gt;محسن رضايي &lt;/B&gt;: از سر تنهايي برنامه هاي بسيار تدوين نموده است و خوب مي داند بدون حمايت احزاب امكان موفقيت در اين رقابت مهم اندك است اما سعي دارد خودش ، برنامه ها و يارانش قوي و مقتدر باشند ، زنان و جوانان را به مدد طلبيده است . گرچه برنامه هايش جالب و جاذب است اما بسيار بايد تلاش كند كه وجه افتراق و برتري خود به سه رقيبش را اثبات كند . سابقه فرماندهي و رشادتهايش نه تنها كمكي برايش نيست بلكه مدخل خوبي براي منتقدان مدني انديشش است . سعي دارد حرفهاي خوب بزند گرچه هنوز خوب حرف نمي زند .&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 May 2009 22:43:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangah&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>palangah</dc:creator>
<guid>http://palangah.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
